مرتضى مطهرى
88
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> زيرا وجود عرض ماهيت نيست ، بلكه عين تحقق ماهيت است . پس اين فرض باطل است . نقطهء مقابلش اين است كه وقتى من مىگويم « الف هست » نه الف واقعيت دارد نه هستى . اين هم مىشود پوچ انگاشتن تمام جهان ، يعنى ماوراء ذهن من هيچ چيزى نيست ؛ و اين همان حرف بار كلى است كه مىگويد : « هر چه را من مىگويم هست معنايش اين است كه من فكر مىكنم ، پس وقتى مىگويم الف هست ، هم الف فرض ذهن من است و هم هستى » . پس اين فرض هم كه انكار واقعيت مطلق است و نفى ارزش علم است به طور كلى و انكار بديهىترين بديهيات . فرض سوم اين است كه وقتى مىگوييم « الف هست » به اين معنى است كه آن عينيت واقعى كه آثار از او سر مىزند و قطع نظر از ذهن انسان ، چه ذهنى باشد و چه نباشد ، اين اثر را دارد « الف » است و آن معنى ديگر كه مىگوييم « هست » از او انتزاع شده است . مثلا فرض كنيم « الف » آتش است ، پس آن چيزى كه حرارت را نشان مىدهد همان ذاتى است كه من به نام آتش تصور كردهام ، آن معنى ديگر را كه مىگويم : « هست » از آتش انتزاع كردهام ، پس آتش عينيت خارجى است و هستى ساخته ذهن من است . - آخر ، اين حرف مغاير است با آن حرفى كه خودشان مىزنند كه ايندو در خارج يكى است . استاد : ما هم مىگوييم يكى است . الآن كه من گفتم يكى است . من دارم همان يكى را مىگويم . - اگر يكى است پس چرا اصلا دعوا مىكنيم كه وجود عينيت است ؟ استاد : « يكى » كه شما مىگوييد ، در ذهن دوتاست و در خارج يكى . - در ذهن خيلى چيزها مىتوانيم فرض كنيم ولى به خارج چه مربوط است ؟ استاد : من كه نمىگويم در خارج دوتاست ؛ من هم مىگويم ايندو در خارج يكى هستند ، ولى معناى يكى بودن اين نيست كه حيثيت ماهيت عين حيثيت وجود است . شما مىگوييد الف در خارج با وجود يكى است ، ب هم كه در خارج با وجود يكى است ، پس الف و ب در خارج يكى هستند ؟ - خير ، به واسطهء اختلاف ماهيت است كه يكى نيستند . استاد : ماهيتهايشان را كه مىگوييد با وجود يكى است ! شما مىگوييد « الف » با وجود در خارج يكى است ، « ب » هم با وجود در خارج يكى است . پس « الف » مساوى است با وجود ، وجود هم مساوى است با « ب » ، پس « الف » مساوى است با « ب » و حال آنكه « الف » غير از « ب » است . پس اينكه مىگوييد « يكى است » با حرف ما منافات ندارد . « يكى است » معنايش اين است كه يكى از ايندو حقيقى است و يكى اعتبارى ؛ « يكى است » يعنى يكى از ايندو منشأ انتزاع است و ديگرى منتزع . - همين كه مىگوييم يكى از دو تا اعتبارى است و يكى حقيقى ، اصلا معنى اعتبارى بودن اين نيست كه هستى ندارد ؟ منظور اين است كه آيا اين بحث يك بحث لفظى نيست ؟ استاد : نه ، من مىدانم كه شما چه مىخواهيد بگوييد . اتفاقا همان ، دليل اصالت وجود است .